ترجمه بلوچی آیه ای از قرآن به قلم ایوب ایوبی


*. شَهْرُرمضان الَّذی اُنْزِلَ فیهِ القرآنْ هُـدَیً لِـلـنّـاسِ وَبَیِّـنٰـتٍ مِّنْ الهُدیٰ واْلْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکـُـمُ الْشَهْرَفَـلـْـیَصُمْهُ وَ مَن کان مَریضاً أَوْ عَلیٰ سَفرٍفَـعِـدَّةٌ مِن اَیّـامٍ أُخَـریُـریـدُ الـلّهُ بِـکـُـم الْـیُـسْـرَوَلایُـریدُ بِـکـُـمُ الْعُسْـرَوَلِتُـکـْمِـلوا العِـدَّةَ وَلِتُکـَـبِّروالـلّهَ عَلیٰ ماهَـدیٰـکـُـم وَ لَـعَـلَّـکـم تَشْکـُـرُون*

تـرجمه ی بَـلوچی= بَـلـۏچــی بَـدَلْ گــَـپّ

           پَه نام الله که بازْ بَکـْـشـۏک ومهربانِــنـْت

(( رمَضانْ ماهِـڃ که یـڃ ماها کــُـرْآنْ یــِڃـرْآتْکــَـه پَـه انسانـَـئ هدایت و راهْـبَـلـَـدْ بَـیَگا گـۏن نِـشانِـیانِـڃ چَـه هدایت وراهْـبَـلـَـدیِ حَـکّ وباطل؛ گــُـرا هرکــَـسڃ که چَه شما ماهـا بـِگِــنْدیتّ ؛ رۏچَـگـا بِـدرایتّ و آ کــَـسڃ که مریضِـن یا که سفراهِـنْ؛دِگِه رُۏچان رُۏچَگ بـِداریتّ؛الله شُمَـئ راحَــتِـیا لۏ̈طـیتّ؛ نه که شُمَـئ زَحْـمَـت وآزارا؛رُۏچَگان پورَه کــَـنِـت و هُـدایــا مَـزَنْ بِـزانِـتْ که آهِـیا شمارا راهْـبَـلـَـد وهدایت کــُـرْتــَه تا که شما هُـداهــَـئ شُکـْـرا جا بـِـیـارِت))          

ترجمه ی فارسی:

(رمضان ماهی است که درآن قرآن نازل شد جهت هدایت وراهنمایی انسان ونشانه هایی ازهدایت پس آنْ کس از شما که آن ماه را دریابد؛روزه بدارد. وآن کس که مریض یا درسفراست؛روزهای دیگری روزه گیرد.خداوندراحتی شما را می خواهدنه زحمتـتان را؛روزه ها را تکمیل کنیدو بزرگ بشمرید خداوند را چون شما راهدایت کرده است.تا که شکرگزاری نمایید.)http://ayoob673.blogfa.com/

برخی از واژگان مشترک بین فارسی قدیم و زبان بلوچی،بر مبنای مخزن الاسرار نظامی

نظامی گنجوی از پیامبران بزرگ شعر فارسی است.نامش الیاس و کنیه ی وی ابو محمد بوده است.لقبش را برخی نظام الدین و برخی جمال الدین دانسته اند.او در اصل اهل عراق عجم و در گنجه زاده شده است.گر چه در مورد تاریخ ولادت ایشان اختلاف هست اما واضح است او از شاعران بزرگ قرن ششم هجری شمسی بوده.فخر الدین بهرامشاه پادشاه ارزنجان کسی است که بنا به قول مورخین پنج هزار دینار زر رکنی،یک قطار اشتر و اقسام جامه های گرانبها و کنیزی به نام"آفاق" را به خاطر سرودن مخزن الاسرا به نظامی اعطا می کند.

کتاب مخزن الاسرار او شامل 2288 بیت است که نظامی این اثر سترگ را به نام فخرالدین بهرامشاه سروده است.این کتاب،جنبه ی عرفانی و اخلاقی دارد و توجه نظامی در این مجموعه به "دل" بوده و دل همیشه مورد توجه همه ی  عارفان بوده است.

اما واژگان و ترکیبات و تعبیرات مشترک این پژوهش به قرار زیر است:

1-گرده:

ز آتش و آبی که بهم درشکست    پیه در و گرده یاقوت بست

گرده در زبان بلوچی به کلیه اطلاق می شود ولی به شکل گُﮢـ گ(goŤŤeg) به کار می رود. ﮢـ   در این واژه از واژگان خاص بلوچی  است که فارسی زبانان نمی توانند تلفظش کنند و به جای آن"ط" می گویند.

2-افتادن ناف:

تا کرمت را جهان بر گرفت    پشت زمین بار گران برگرفت

گر نه ز پشت کرمت زاده بود   ناف زمین از شکم افتاده بود

اصطلاح "ناف افتادن" یکی از موارد پر کاربرد در بین مردم بلوچ است و  هر گاه کسی که بار سنگینی بر می دارد و شکم و اطراف ناف او می سوزد به عارضه ای دچار می شود که در اصطلاح مردم می گویند:ناف فلانی افتاده است.شاعر در این شعر نیز چنین اعتقادی را بازگو می کند و معتقد است اگر کرم خداوندی نبود،ناف زمین به خاطر بار گرانی که بر دوش اوست،افتاده بود.

3-هیضه:

آدم از آن دانه که شد هیضه دار   توبه شدش گلشکر خوشگوار

"هیضه" واژه ای قدیمی است که بلوچ های سیستان و زاهدان آن را به شکل"ایضَه"(eyza) به کار می برند.معمولا در بین مردم این واژه برای نوزادان به کار می رود که به علت خوردن برخی از خوراکی ها دچار اسهال و استفراغ توامان می شوند.گر چه در متون گذشته مشخص است این واژه برای همه،چه بزرگ و چه کوچک،کاربرد داشته است.هیضه را مرحوم معین به معنای"اسهال شدید به همراه استفراغ بر اثر سوء هاضمه" دانسته اند.(فرهنگ معین،ذیل واژه هیضه،1210)

4-قوت:

وانکه عنان از دو جهان تافته ست   قوت ز دریوزه دل یافته ست

"قوت"واژه ای عربی است به معنای خوراکی و غذا؛این واژه اکنون در بین مردم بلوچ زاهدان و زابل در ترکیب"خوت و طام" که همان "قوت و طعام" است،کار برد دارد.

5-چنگل

چنگل دراج به خون تذرو    سلسله آویخته در پای سرو

این واژه به معنای چنگال است که اکنون در بلوچی"چَنگُل" به معنای "انگشت" به کار می رود.